تو اتاق .......بیکار.......کامپیوتر.........کانکشن ........ یاهو ........ول کام....... یه سری حرفهای مفت ........... یه سری دل خوشی های مفت ............ پتو روی سر.......... هد ست روی گوش ...........
فریدون فروغی........ دو تا چشم سیا داری .................
یاد .............. غم.....گونه های تر ............ تنها و بی کسی .......... یه خبر بد ........ هق هق گریه .......... اما آروم......... آروم ِ آروم ............ فـــــــــکر........... به خودت بیا ........... .یه نفس عمیق............. دوباره از نو .............
اما نمیشه ........... این راه یا اون راه ؟
چپ یا راست ؟..........
بالا یا پایین ؟!.........
اون یا من؟!............
من یا ما ؟!.........
فکــــــــر....... فکــــــــر .......فکــــــــر........
بی نتیجه .........
بغض...
دیس کانکت...
به جرات میتونم بگم بدترین شب عمرمه .............
ساعت دوازده و نیم شب ِ .
تنهای تنهام...تنها تر از همیشه.... تنها تر از خدا..........توی اتاقمم... بی کس... هیچ کس نیست که کمکم کنه ....هیچ کس نیست که دستمو بگیره . ... توی چشمای بارونیم نگا کنه بگه همه چیز دزست میشه !بهم انگیزه بده .....کسی نیست که بهم بگه چکار کنم..............کسی نیست که بهش تکیه کنم....
چرا ؟.............
چرا خدا ... چرا من باید تو این چار دیواری زجه بزنم ؟ کسی نباشه اشکامو پاک کنه . . .
چرا انقدر پستی؟...
چــــــــــــــــرا ؟
من هیچی نیستم .............هیچ.... اما بندنم درسته نماز نمیخونم . ..... قرآ ن نمیخونم........روزه نمیگیرم............
اما بندتم... چرا تردم کردی ؟ باید فقط نماز بخونم تا بفهمی منم هستم؟
کجایی؟ تو اسمون هفتمی؟ نوری؟ کنارمی ؟ کجایی؟ هر جا هستی بگو بیام دست به دامنت بشم .... بگم منم ببین !
بـــخدا هستم...
چرا باید .... زنده باشم ؟
من امشب دل یه نفرو شکوندم .........
بخدا نمیخواستم .........نمیخواستم بشکنم..........خودش از دستم لیز خرد افتاد رو سرامیک...........تیکه تیکه شد...
بخدا نمیخواستم...........
بازم تو بی کسیام ....... تو تنهاییام کسی نیست کمکم کنه........
از خودم حالم بهم میخوره........
یه دیونوونم شدم.......
امشب چه شبیه آخه...........
سیاه ِ سیاه..........
از شباس که معلوم نیست که کی میخواد صبح بشه........گریه هام همینطور میان.....مونسم این کامپوتر شده ..............
اگه جسارت و شهامتشو داشتم به ارواح خاک داییم که همه میدونن الکی قسمشو نمیخورم خود کشی میکردم .........تا صبح خدا کریم ِ ...........صدای داریوشم که توی گوشمه روانی ترم میکنه ...........
هر چی دریا رو زمین داره خدا........
با تمومه ابرای آسمونا..........کاشکی میداد همرو به چشم من ................ تا چشام به حال من گریه کنن......
همه چی درست به دست هم میدن که آدم روانی تر از اینی که هست بشه...........
میخوام این اوضاع رو تموم کنم ................
اما چطوری............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یادمه درست بهمن ماه بود که همین حالو داشتم ................
خدا ............
پس کجاس اون همه مهربونیت ؟! اونا که تو کتابای دینی میدادن به خردمون ............؟!
همرو حفظم ! یه دونه واو هم جا ننداختم........... !
بسم اللّه الرحمن الرحیم همه جا با این شروع به نوشتن میکنیم !!!!!!
قبل از شروع هر چیر به نام خدا میگیم ................. !!!!!
کلاس اول که بودم با تمام وجود سعی میکردم بالا ترین نقطه ی تخته بنویسم (( خدا ))! با اون خط بچه گونم ! هنوز (( خ )) رو نخونده بودیم ! اما اسمتو همه بلد بودیم بنویسم ......
کجا رفت اون بخشندگی و مهربونیت ؟!.............
خالی بندی بود یا چش نداری خوشی مارو ببینی...........
آره کفر میگم خدا ... !
کفر میگم............چون از این به اصطلاح زندگی که بیشتر شبیه به ذلت خسته شدم..................
چون خدایی !........
خالق منی !.........
خالق بد بختیامی !............
چون زورت زیاده !.............
میگن هر کی کفر بگه جاش تو جهنمه !.............
آره ؟؟؟.......
بد نیست یه سری بزنم اونجا.............
باره چندمه عدالتتو میکشی به رخم ؟.......
10بار ؟........
20 بار ؟!.........
راستیتش حسابش از دستم در رفته !............
آخه میدونی خدای من بی منته و خیلی به من لطف داره !............
خدا نترس با این وضع که داره پیش میره یه خرده دیگه میام اونجا !..............
با خودتو ائمه ی اطهار کلی گپ میزنیم ! ...........
ببینم اشکال کار من کجا بوده !.............
آخه فقط شماها داناین !...........
آهای خدا !................
چی به من دادی که ازم میخوای پس بگیری ؟..........
اها !...........
اره یه چیزی بم دادی که این روزا همه ازش سیرن ! ..........
هی ازش فرار میکنن !!!.............
بیا ارزونیت...........
نمیخوام..............
بیا جونمو بگیـــــــر..........
دلم از خیلی روزا با کسی نیست ............
تو دلم فریادو فریاد رسی نیست .........
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش......... .. پرپر دستای خارو خسی نیست.........
دیگه دل با کسی نیست ............ دیگه فریاد رسی نیست .......
آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست...........
بارون از ابرا سبک تر میپره !...........
هر کسی سر به سوی خودش داره .......
مث لاکپشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچ کس دلمو نمیبره !...........
ماهی از پاشوره بیرون افتاده !...........
شاپرک ها پراشون زخمی شده !.............
نکنه تو گله ی بره هامون !...........
گذره گرگ بیابون افتاده !.................